به زیبابین خوش آمدید…
اکتبر 25, 2008 at 5:15 ب.ظ | In آموزش, اینترنت, بوش, حیوانات, خبرهاي جالب, دختران ايراني, مطلب علمی, موزيك, ورزشي | 2 Commentsاکتبر 12, 2008 at 4:34 ب.ظ | In ایران زمین, خبرهاي جالب, خنده دار, زیبا, سیاسی, شعر هاي زيبا, عجايب, عکس, مطلب جالب, مطلب علمی | Leave a Comment
Tags: خنده
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه آمد و در جا وزیر کشور شد…

افرادی که اینترنت را تغییر دادند!
اکتبر 12, 2008 at 4:31 ب.ظ | In ایران زمین, تحقیق علمی, خبرهاي جالب, زیبا, عجايب, عکس, مطلب جالب, مطلب علمی, مقاله | 1 CommentTags: كامپيوتر, اينترنت, شبكه
افراد زیادی هستن، که تونستن از اینترنت به عنوان سکوی پرتابی برای ایده ها و افکارشون استفاده کنن، و با استفاده از همین ایده ها و افکارشون، به یکی از مشهورترین و پولدارترین آدمها تبدیل شدن و علاوه بر مشهور و پولدار کردن خودشون، هرکدوم هم به نحوی اینترنت یا شاید بهتر بگم، دنیا رو متحول کردن. شاید اگه این افراد نبودن، اینترنت مثل الآنش نبود، فقط یه لحظه اینترنت رو بدون گوگل تصور کنید !!! در پایین افرادی رو معرفی کردم، که شاید بیشترین نقش رو تو تحول اینترنت در این 14-15 سال داشتن :
10- جف پرسون بیزوس (آمازون)

جف بیزوس، موسس، رئیس و مدیر سایت و شرکت آمارون دات کامه. آمازون یه شرکت اینترنتیه که کالاها رو توسط اینترنت به فروش میرسونه. ولی اکثر مارو آمازون را سایت فروش کتاب میدونیم.ارزش شبکه جف هم اکننون 8.2 میلیارد دلاره!
9- دیوید فیلو و جری یانگ (یاهو!)

شرکت و سایت یاهو توسط این دو دانشجوی فراغ التحصیل دانشگاه استنفورد تاسیس شد : دیوید فیلو و جری یانگ. جری یانگ راهنمایی از سایتهای اینترنتی در آپریل سال 1994 تهیه و آنرا با نام “راهنمای جری برای دنیای جهانی وب” منتشر کرد. بعد از مدتی اونها تصمیم گرفتن که به یاهو تغییر بدن. و اولین آدرسی که برای سایتشون انتخاب کردن، akebono.stanford.edu/yaho بود. در دسامبر سال 94 سایتشون 1 میلیون بازدید داشت و اونا به این نکته پی بردن که سایتشون پتانسیل تبدیل شدن به سایت بزرگ رو داره و بعد از کمی به YAHOO! تغییر نام دادن و …
8- چاد هورلی و استیو چن (یوتیوب)

چاد هورلی و استیو چن، موسس بزرگترین سایت به اشتراک گذاری آنلاین ویدیو هستن، یوتیوب. چاد هورلی برای شرکت پی پال و در قسمت طراحی کار میکرد، و نیز طراحی لوگوی پی پال هم کار اونه. او با همکاری استیو چن و جارد کریم در سال 2005 یوتیوب رو تاسیس کردن. بعد از مدتی گوگل، یوتیوب رو به قیمت 1.65 میلیارد دلار خرید.در هنگام تاسیس یوتویب چاد هورلی 28 ساله و استیو چن 27 ساله بودن.

نفر هفتم لیست کسی نیست جز جیمی ولز، موسسس و بنیانگذار بزرگترین دانشنامه آزاد، ویکی پدیا. ویکیپدیا تا سال 2005 بدون هیچ حامی مالی و با کمک های بلاعوض مردمی اداره میشد. جیمی در ایتدا یک پیش نمایش از سایت اصلی اش به نام نوپدیا رو طراحی کرد که همه میتونستن ادیتش کنن. او بعد از مدتی نوپدیا را به کمک نرم افزار ویکی اش به شکل امروزی اش در آورد.
6- پیر امیدیار (ای بی)

نفر بعدی کسی نیست جز یک ایرانی: پیر امید یار، موسس شرکت تجاری ای بی. ای بی بزرگترین و معروفترین سایت حراج و خرید و فروش اینترنتیه .ای بی در واقع یک مرکز تجاری است که خریدارها و فروشنده هارو به هم متصل میکنه.شرکت ای بی هم اکنون با حدود 6000 کارمند و نیز 46 میلیون مشتری، پیر امیدیار رو به بیست و نهمین ثروتمند جهان تبدیل کرده.
5- برام کوهن (بیت تورنت)

برام کوهن، توسعه دهنده و موسس و نیز مولف شبکه های پیر تو پیر ها (P2P) و نیز پروتکل بیت تورنته.در سال 2001 او کارش در شرکت MojoNation به خاطر کار بر روی بیت تورنت ترک کرد او نخست فکرهایش را در یک کنفرانس آشکار کرد و برای اولین تستهایش، شروع به جمع آوری فیلم های هرزه و پورنو کرد. بعد از مدتی او شرکت بیت تورنت رو ثبت کرد و به کمک برادرش و نیز حامی مالیش شروع به کار کرد.
4- مت مولنگ (وردپرس)

شاید وبلاگ من هرگز وجود نمیداشت و الآن شما در حال خوندن این پست نبودید، اگه مت، وردپرس رو اختراع نمیکرد. مت همچنین موسس اتوماتیک ونیز آنتی اسپم معروف وردپرس، آکسیمیته. مت در سن 24 سالگی کارش تو شرکت CNET رو ترک کرد تا تماما بر روی پلت فرم وبلاگ نویسی وردپرس کار کنه. او ابتدا که هسته وردپرس را نوشت 19 سال بیشتر نداشت، و به مرور که وردپرس کامل و کاملتر میشود، خیلی از بلاگرها، به این پلت فرم وبلاگ نویسی مهاجرت میکنن.
3- کوین روز (دیگ)

کوین روز، خالق و موسس سایت دیگه (دیگگ؟؟) که قبلا در زمینه تبلیغات تلویزیونی و تی وی شو ها فعالیت میکرده. دیگ سایت سوشیال بوکمارکینگ معروفیه که نسخه فارسیش هم به شدت معروفه! در ابتدا سایت دیگ به صورت آزمایشی و در دسامبر سال 2004 شروع به کار کرد. علاوه بر کوین روز، سه نفر دیگر نیز بر روی روژه ی دیگ کار میکردند، کوین روز علاوه بر دیگ موسس، رویژن تری ، پوانس و دیگ نیشن نیز هست.
2- مارک زوکربرگ (فیس بوک)

فکر میکنم دیگه کمتر کسی باشه که با فیس بوک و خالق جونش آشنا نباشه. مارک دانشجوی فارغ التحصیل شده ی دانشگاه هاروارد بود و زمانی که 19 سال داشت، شبکه اجتماعی فیس بوک رو واسه ارتباط بیشتر با هم دانشگاهیاش نوشت. الآن فیس بوک دومین شبکه اجتماعی عظیم بعد از مای اسپیسه، ولی اینو در نظر داشته باشید،که این شبکه در حال رشدی سریعه و مسلما بعد از مدتی از مای اسپیس هم پیشی خواهد گرفت. ( البته گفته میشه که مارک ایده فیس بوک رو از همکلاسی های دوره تحصیلش دزدیده.
)
1- لری پیج و سرگئی برین (گوگل)

مسلما رتبه یک باید به این دو میرسید. لری پیج و سرگئی برین بدون شک، موسس یکی از موفقترین شرکت ها و سایت های اینترنتی هستن. این دو دانشجو، کار بر روی گوگل رو از گاراژ خونه یکی از دوستاشون شروع کردن، و بعد از مدتی، بزرگترین شرکت اینترنتی دنیا شدن. همانند یاهو، اولین آدرس سایت گوگل، بر روی هاست دانشگاهشون وبه آدرس google.stanford.edu بود، ولی بعد از مدتی در سال 97 اونها دامنه Google.com رو خریدن و ….
لیست فوق افرادی بودن که تونستن دنیای اینترنت رو متحول کنن، و هر کدوم به نوع خودشون، انقلابی بودن در دنیای WWWها. یه نفر دیگه بود که خیلی دلم میخواست معرفیش کنم، ولی واسه اینکه این تعداد 10 تا شه، مجبور شدم، حذفش کنم، به نظر شما جای چه افراد یا کسایی تو این لیست خالیه ؟؟؟
معماي جالب بیل گیتس برای استخدام در مایکروسافت
اکتبر 11, 2008 at 2:27 ب.ظ | In آموزش, روانشناسی, مطلب جالب, مطلب علمی | 1 Commentدو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره
ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه
چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم
وجود دارد.( لطفا به شکل زیر نگاه کنید) ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را
روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به
چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را
روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید که هر
کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها
باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها
را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و
هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه
اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و
بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.

این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را
حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟
کارت عروسی سنتی دختر شریفی نیا (( عکس و مطلب ))
اکتبر 11, 2008 at 1:42 ب.ظ | In ازدواج, بازيگران و هنرمندان, خبرهاي جالب, خنده دار, دختران ايراني, زیبا, عجايب, عکس, مطلب جالب, مقاله | 10 CommentsTags: كارت عروسي, شريفي نيا


این عروس ملیکاخاتون شریفینیا صبیه آقا محمدرضا خان شریفینیا و سرکار علیه آزیتا خانوم حاجیان «از مشاهیر تیارت و سینما توقراف» است. این روزها در کشورمان شاهد سبکهای مختلف عروسی هستیم.
از عروسیهایی که به شیوههای سنتی با آلوچه، خرما، دل و جگر، چای و پسته به پذیرایی از میهمانان میپردازند تا مهماندارانی که کراوات میزنند یا پرواز عروس و داماد بر فراز استخر قوهای زیبا! اما این بار عروسی متفاوت نیست بلکه عروس و داماد و کارت عروسیشان متفاوت است.
کارت عروسی این عروس و داماد با پوشش متفاوت «یکی بود، یکی نبود» روزی در یکی از خانههای شهر تهران خانواده محمدرضاخان شریفینیا کنار هم نشسته بودند و کاملا اتفاقی به این نتیجه رسیدند که این کار متفاوت را انجام دهند.
هرکس نظری داد و حرفی زد تا حاصل کار، کارتی جالب شد که در روز جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ هجریشمسی ساعت هفت تا ۱۰ شب، جمعی از آشنایان این خانواده را به مجلس شادی آنها بکشاند.
«جونم براتون بگه» این کارت در ابعادی کمی کوچکتر از کاغذ A4 و افقی چاپ شد. متن آن را از کارتهای عروسی قدیمی و شیوههای گفتاری و نوشتاری قدیمی گرفتند. پدر عروس خانم و آقاداماد جناب امیر رضاخان طلاچیان زحمت بسیاری کشیدند تا نتیجه نهایی حاصل شد.
دو خط مختلف را برای روی کارت امتحان کردند؛ یکی به خط آقای شریفینیا و دیگری با فونت رایانهای (نمیدانیم در ایران باستان به فونت چه میگفتهاند؟!) بر این اساس نیمی از کارتها را با خط شریفینیا به میهمانها دادند و نیمی را هم به شیوه دیگر. تمامی کارهای چاپی کارت را عوامل دستاندرکار در خانه و بدون دخالت تجهیزات مدرن امروزی انجام دادند.
قالب مقوا را گرفتند، عکس عروسخانم و آقاداماد را پدر عروسخانم گرفت و خودش هم چاپ کرد، متن نوشته شده را به تعداد کارتها فتوکپی گرفتند و مقوای شابلون بیضی خریدند، عکس را روی آن چسباندند و در پاکت را هم برخلاف رسم این روزها با روبان نبستند، بلکه مهر و موم کردند. طبیعی است که این همه کار زمان زیادی میبرد و میزبانان عروسی تا سه روز مانده به مراسم درگیر این کار بودند.
دست و بال عروسخانم، آقا داماد و مادر عروسخانم روز مراسم زخم و چسبی بود. مرارت بسیار کشیدند و تمام لوازم این کارت را مغازه به مغازه گشتند و پیدا کردند و بالاخره آن شد که میخواستند و اما بشنوید از لباس عروس و داماد. حتما در جریان هستید که ضیاءالدین دری دارد سریالی میسازد به نام «کلاه پهلوی» که طراح لباس آن سارا خالدی است.
ایشان لباسی را که برای نقش شقایق فراهانی در این سریال طراحی کرده دو روز به عروس خانم ما قرض دادند و هر تکه از لباس داماد را هم از لباسهای یکی از بازیگران این سریال آوردند تا این عکس گرفته شود.
تنها اتفاقی که قرار بود بیفتد و نیفتاد این بود که داماد باید سبیل هم میداشت که نشد! قرار بر این شد که در عکس برای ایشان سبیلی نقاشی کنند و مهراوهخانم شریفینیا خواهر عروس خانم – ایضا بازیگر سینما و تیاتر – سبیلی برای ایشان نقاشی کرد که اشتباها نسخه رایانهای سبیلدار به عنوان عکس نهایی انتخاب نشد و در نتیجه داماد قصه ما بیسبیل ماند.
آرایش عروسخانم یا به گفته امروزیها گریم آن را خود ملیکا خانم روی صورتش انجام داد که این کار تا دو نیمه شب طول کشید. حتما برایتان سوال پیش آمده که مگر جشن عروسی ساعت دو نیمه شب بوده است؟
خیر. این آرایش و لباس خاص و سنتی تنها برای عکس روی کارت عروسی عروس و داماد ما تعبیه شده بوده. این زوج برای روز عروسیشان لباسهای روتینتری پوشینه اما باز هم خاص! آقاداماد فراک پوشیدند و عروس خانم لباس عروسی عربی.
جشن عروسی در یک باغ روباز بود؛ مردها اینور و زنها اونور. بخش مردها کاملا فضای سنتی همراه با تنبک، ویلن، چای و تخت و البته میز و صندلی هم برای کسانی که دوست داشتند موجود بود. بالاخره ایدهای که هرکسی تکهای از آن را گفت شکل گرفت و جالب هم شکل گرفت، چون فکر کردند که متفاوت باشند.
آقا داماد هم بسیار با این ایده موافق بود و فقط نگرانیاش از این بود که کارتها دیر به دست میهمانها برسد و آنها بیکارت بمانند اما این اتفاق نیفتاد و میهمانها جملگی اظهار کردند که کارت به این پسندیدگی اشکالی ندارد که دیر به دست ما رسید.
حالا بشنوید از پدر و مادر عروس که آنها هم آن قدیمها جشن عروسی نداشتند و کارتی را به در خانه آشناهایشان فرستادند که روی آن نوشته بودند که ما عروسی نگرفتهایم ولی پولش را صرف امور خیریه برای کودکان بیبضاعت که قدرت خرید حتی یکم جلد کتاب یا شام را ندارند، میکنیم و در واقع برای این بچهها عروسی گرفتهایم.
روی آن کارت هم پر بود از چهره کودکان تنگدست. بله دوستان، سرتان را درد آوردم و اینطوری بود که قصه ما به سر رسید کلاغ هم به خونش رسید.
ملیکا شریفینیا در پایان صحبتش در مورد مهراوه خواهرش میگوید: نمیدانم نظر او راجع به این نوع عروسی گرفتن چیست؟ باید خودش بگوید. شاید اصلا دوست نداشته باشد عروسی بگیرد. باید از خودش بپرسید، چون هر کسی باید در موقعیت قرار بگیرد.
در مورد بازتابهای مثبت و منفی احتمالی این کار عجیب هم میگوید: بازتاب منفی که تا به حال ندیدهام یا شاید به گوشم نرسیده، ولی مثبتش این بوده که همه میهمانها کارتمان را به عنوان یادگاری نگه داشتهاند. البته نه لای کتاب بلکه روی کتابخانهشان تا بگویند که به یادمان هستند. دستشان درد نکند. کسانی هم که در مراسم ما نبودهاند یا تازه با هم دوست شدهایم میگویند میشود یکی هم برای ما درست کنید؟
ملیکا شریفینیا در پایان میگوید که فکر نمیکند شقالقمر کردهاند. فقط خوب فکر کردیم و نتیجهاش این شد. !
بی خیال شوهر . گربه رو بچسب (( خیلی جالبه حتمآ بخون ))
اکتبر 11, 2008 at 1:34 ب.ظ | In ازدواج, حیوانات, خنده دار, دختران خارجی, روانشناسی, عجايب, مطلب جالب | Leave a CommentTags: وفا, گربه

یک زن آمریکایی که در تصادفی، خودروی خود را از دست داد و شوهرش نیز به واسطه جراحت شدید روانه بیمارستان شد، از شدت ناراحتی به دلیل مرگ گربه هایش در کنار جاده محل وقوع سانحه نشست و گریه کرد.
به گزارش روزنامه “واشنگتن پست” چاپ آمریکا نوشت: شوهر این زن از ناحیه زانوی پای چپ دچار شکستی شده بود و زمانی که امدادگران از او پرسیدند به چه دلیل بی قراری می کند، مرگ تونی و ملیسا را علت این امر اعلام کرد.
امدادگران با شنیدن این ادعا دنبال جنازه های کودکان می گشتند اما زمانی که اتومبیل مورد بازرسی قرار گرفت، تنها موفق به کشف جسد دو گربه شدند و تازه دریافتند که تونی و ملیسا گربه های او هستند.
انیشتین دركنار دكتر حسابی ((عكس+مطلب))
اکتبر 10, 2008 at 5:36 ب.ظ | In آموزش, ایران زمین, تاریخی, عکس, مطلب جالب, مطلب علمی, مقاله | 18 CommentsTags: انيشتين
راز پیشرفت غربی ها
پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند: وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.
دكتر حسابی و مادرش


سال 3000 به روایت تصویر!
اکتبر 4, 2008 at 6:03 ب.ظ | In خبرهاي جالب, خنده دار, زیبا, عجايب, عکس, مطلب جالب | Leave a CommentTags: فن آوري, پيشرفت, تكنولوژي
تفاوتهای فرهنگی خانمها و آقایون در استفاده از sms و موبایل
اکتبر 4, 2008 at 6:00 ب.ظ | In تحقیق علمی, خبرهاي جالب, دختران ايراني, دختران خارجی, روانشناسی, زیبا, مطلب جالب, مطلب علمی, مقاله | Leave a CommentTags: نوكيا, موبايل, گوشي, اس ام اس, sms, سوني اريكسون
دكتر پروفسور سیمیون ییتس Simeon Yates رییس انستیتوی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه Sheffield Hallam University شفیلد هالام در انگلیس است و خلاصه ای از تحقیقش – كه تقریبا دو سال و نیم پیش در ماه نوامبر ۲۰۰۵ انجام داده و هنوز هم جالبه- را در زیر می خوانید:
- مردها از كلمات و پیامهای كوتاهتر استفاده می كنند.
- مردها موقع تماس با مردها ، پیغامهای كوتاهتر ، ولی در تماس با زنها پیامهای طولانی تری می فرستند.
- پیغامهای خانمها بهنگام تماس با خانمها، طولانی تر از پیامهایشان به آقایان است.
- پیغامهای خانمها به خانمها، اكثرا دارای یك شروع و یك پایان و مقدار زیادی سوژه و توضیحات بین آغاز و پایان و یك به اصطلاح گپ شیرین است و سپس با ارسال بوسه و بهترین آرزوها تمام میشه. اما پیامهای مردها به مردها معمولا بسیار كوتاه، بی احساس و فقط در باره یك موضوع/سوژه خاص است.
- پیغامهای خانمها به خانمها معمولا احساساتی، تشویق كننده، و حمایت كننده است. ولی پیامهای آقایان به یكدیگر معمولا حالتی نیمه خشن و تحقیر آمیز (البته غیرعمد) و بسیار رك و جنبه شخصی دارد. اما مردها بهنگام ارسال پیام به زنها تغییر شخصیت و تغییر لحن میدهند، ژست مودبانه گرفته و پیغامشان طولانی تر و پر محتواتر می شود.
- بسیاری از پیامهایی كه جنبه متلك جنسی دارند را مردها به زنها میفرستند ( كه البته خانمها هم اینها را به سایر خانمها میفرستند (فوروارد می كنند) كه بگویند ببین این یارو ایندفعه چی برام فرستاده!). در حالیكه اكثر فحش ها و جوكهای بد را مردها برای مردها میفرستند.
- جالب اینكه بسیاری از مردم ، وقتی موبایلشون زنگ میزنه یا SMS میگیرند، اگر در حضور یك خانم هستند زود بهش جواب میدهند ولی وقتی یك مرد در كنارشون است بعدا بهش جواب میدهند.
- بیشتر ارتباط مردها با مردها با موبایل و SMS است اما خانمها ترجیح میدهند كه بیشتر : از نزدیك و رو در رو با همجنسهایشان صحبت كنند.
- خانمها (بیشتر از آقایان) ترجیح میدهند كه حرفها یا پیامهای مثبت و تشویق آمیز بكار ببرند.
- اكثر مردم از شنیدن زنگ تلفن (رینگ تون) های شلوغ و ناهنجار و پر سرو صدا بیزارند و رینگهای آرام و دلنواز را ترجیح میدهند……
چگونه مردم را به خود جذب کنیم
اکتبر 4, 2008 at 5:55 ب.ظ | In آموزش, تحقیق علمی, روانشناسی, زیبا, مطلب جالب, مطلب علمی, مقاله | 3 CommentsTags: نفوذ در دلها, جذاب
وقتی می خواهید با كسی سلام و احول پرسی كنید ، ابتدا لبخند نزنید ، چون ارزش لبخندتان را از بین می برید . سعی كنید ،لحظه ای به صورت او خیره شوید ، سپس مكث كنید .
وضعیت روحی او را به طور كامل بررسی نمایید .
آن گاه با لبخندی عمیق ، گرم و سرشار از توجه و علاقه به او نگاه كنید ، لبخندی كه چشمان تان را هم فرا گیرد .
این لبخند مانند موجی گرم و گیرا ، مخاطب شما را دربر می گیرد .
با این تأخیر كوتاه مخاطب شما احساس می كند كه این لبخند ، صادقانه و فقط متعلق به اوست .
فكر كنید ،چشمان تان با شیرینی لذیذ و دلنشینی به چشمان مخاطب تان چسبیده است .
حتی بعد از پایان سخنان تان نیز به نگاه های تان ادامه دهید . لازم است سویی دیگر را بنگرید ، این كار را به آهستگی و بدون جلب توجه انجام دهید ، آخرین چسبندگی های شیرینی را آن قدر بكشید تا سرانجام تمام شود .
هنگام حرف زدن با مردان ، ازروش نگاه های پرنفوذ استفاده كنید . ولی زمانی كه می خواهید دربارة مسائل شخصی صحبت كنید ، از نگاه های كوتاه تری استفاده كنید . تا مخاطب تان احساس نكند مورد تهدید قرار گرفته یا منظور شما را به درستی درك نكرده است .
ولی در برخوردهای روزمره ، ارتباط چشمی خود را به تدریج افزایش دهید و وقتی با زنی همكلام شدید ، ازاین شیوه بیشتر استفاده كنید .
*******************************************************

۱.ظاهری آراسته داشته باشید.
مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما ناخود آگاه شما را جذاب می کند. بعضی ها بر اساس تصوری نادرست برای جذاب شدن به تکاپو می افتند و به شکل های عجیب و غریبی لباس می پوشند که این مساله از جذابیت آنها می کاهد.
2.بیشتر سکوت کنید.
غالبا افراد فکر می کنند برای اینکه جذاب تر شوند، باید بیشتر شلوغ کنند. سکوت یک تاثیر ذهنی و روانی می گذارد. در سکوت فرد در پیرامون خود خلا ایجاد می کند و هر خلایی جذب را سبب می شود.آنها که بیشتر صحبت می کنند از جذابیت خود می کاهند؛ولی سکوت و گوش دادن بیشتر، شما را عاقل تر و باتجربه تر معرفی می کند.البته سکوتی که از اعتماد به نفس سرچشمه بگیرد.
3.نرم و ملایم سخن بگویید .
وقتی نرم و ملایم سخن می گویید جذاب و محبوب می شوید.جذابیت به تقلا و تکاپو نیاز ندارد، بلکه به آرامش و ملایمت نیاز دارد. آدم های عصبی و خشن غیر قابل اعتمادند و جذابیتی ندارند.
4.فرد محترمی باشید.
بی احترامی به خود و دیگران و بی ادبی در کلام و رفتار از جذابیت شما می کاهد. افراد مودب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از دروشان موج می زند.
5.زیاد شوخی نکنید اما فراوان تبسم کنید.
شوخی کردن فراوان از انرژی ذهنی وجذابیت شما می کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزها را از بین می برد، به تکاپوی فراوان شما می انجامد و صحبت بسیار به دنبال دارد و چه بسا که به بی احترامی به خود و دیگران منجر شود. متبسم باشید زیرا تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می بخشد. در تبسم، سنگینی متانت و جذابیت وجود دارد، ولی در خنده و شوخی فراوان سبکی.
6.قاطعیت یعنی جذابیت.
کسانی که هدف های مشخص و ارزش های معینی دارند بی استثنا جذابند. کسانی که قدرت “نه” گفتن دارند و بازیچه این و آن نمی شوند، جذابند. شخصیت هایی جذاب و تائثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند.
7.امیال و غرایز خود را کنترل کنید.
کسانی که بر امیال و غرایز خود تسلط بیشتری دارند، از جذابیت معنوی بیشتری برخوردارند. آنها که مدام در پی ارضای امیال خود به سر می برند، نمی توانند خود را کنترل کنند و خصوصا به نگاه و زبان خود تسلط ندارند، این افراد جذابیتی ندارند. بر امیال خود مسلط باشید نگویید دیگران چه می دانند که من تا چه اندازه بر خود مسلط هستم. کاهش انرژی ذهنی و جذابیت درونی و روانی شما به هر حال خود را به شکلی نشان می دهد که از جانب دیگران کاملا درک می شود.
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.



































