رنگ سال 88 (2009)

مارس 31, 2009 at 8:12 ب.ظ | In خبرهاي جالب, روانشناسی, زیبا, عکس, مطلب جالب, مقاله | Leave a Comment
از سال 2000 به بعد پنتون هر سال رنگ اصلی سال را اعلام می‌کند. پنتون رنگ گل درخت ابریشم ( PANTONE® 14-0848 Mimosa ) که رنگ زرد گرم و جذابی است و امیدواری و اطمینان‌آفرینی تغییر فصل را مجسم می کند، به عنوان رنگ سال 2009 معرفی کرد. در زمان نابسامانی و عدم اطمینان وضعیت اقتصادی هیچ رنگی مثل رنگ زرد گل درخت ابریشم، امید و اطمینان و خوش‌بینی را نشان نمی‌دهد.

رنگ زرد گرما و کیفیت باروری و تغذیه خورشید را مجسم می کند، خصوصیاتی که به طور طبیعی اطمینان مجدد و امید را برای ما به تصویر می‌کشد. این رنگ همچنین از روشنفکری سخن می‌گوید و رنگ درخشش ابتکار و تخیل است. این رنگ زرد به بهترین شکل در گل‌های درخت ابریشم دیده می‌شود. این رنگ زرد قابل تطبیق با همه رنگها است و برای زنان و مردان به کار می‌رود. لباس، لوازم جانبی خانم‌ها، لوازم منزل، لباس‌های ورزشی، کراوات و پیراهن‌های مردانه در این رنگ شاد و پرطراوت طراحی و عرضه می‌شود.

رنگ‌های بهاری سال 2009: بهار معمولا حس طراوت، شادابی و آغازی نو را به همراه دارد. جوانه زدن درختان و شکوفا شدن گلها الهام بخش طراحان است تا از حالت افسردگی و انجماد زمستانی خارج بشوند. بازهم رنگ‌های روشن به صدر 10 رنگ اصلی بهار 2009 برگشته است. باوجود اینکه بهار امسال هم طراحان بیشتر از رنگ‌های شاد و براق در مجموعه‌های خود استفاده می‌کنند، مثل همیشه در مدل‌های خود رنگهای براق و درخشان را با رنگ‌های تیره، مات یا خنثی ملایم می‌‌کنند.

شرکت پنتون( Pantone ) که منبع معتبر و مشهور جهانی در زمینه رنگ و تهیه کننده استانداردهای رنگ حرفه‌ای برای صنایع طراحی است، گزارش 10 رنگ اصلی و برتر برای فشن بهار 2009 را اعلام کرد. پنتون در هر فصل 10 رنگ اصلی خود را معرفی می‌کند. ده رنگی که پنتون برای بهار 2009 پیشنهاد کرده است به شرح زیر است:

رنگ مد غالب پاییز 2008 آبی و ارغوانی بود؛ همیشه رنگها از فصلی به فصل دیگر با توجه به رنگ اصلی فصل قبل تغییر می کند و بهار 2009 هم از این قاعده مستثنا نیست.
رنگ آبی روشن(
Palace Blue ) رنگ دلخواه طراحان در بهار 2009 است که شبیه رنگ دریا در فصل بهار و رنگی کلاسیک و براق است. این رنگ تقریبا با هر رنگ بهاری دیگری که همراه بشود، ترکیب رنگ بهاری زیبا و فریبنده‌ای را به نمایش می‌گذارد. رنگ ارغوانی کمرنگ یعنی بنفش کمرنگ یا یاسی( Lavender ) رنگی ملایم و بیشتر تابستانی است که جنبه‌های دیگری از رنگ ارغوانی فصل پاییز را ادامه می‌دهد.
رنگ زرد هم در فصل بهار به عنوان یکی از رنگ‌های اصلی در دنیای فشن حضور دارد؛ رنگ لیمویی تند( Super Lemon ) ظاهری خوش‌بینانه و شاد ایجاد می کند. درخشندگی این رنگ چشم خریداران را به سمت خود جلب می‌کند.

رنگ همسایه و نزدیک لیمویی، نوعی صورتی کمرنگ(Salmon Rose ) است که بازهم حسی شاد و خوشبینانه منتقل می‌کند. این رنگ به اکثر چهره‌ها می‌آید و رنگی زیبا در تابش و درخشش تابستان است. رنگ زیبا و جذاب قرمز مایل به بنفش( Fuchsia Red ) را برای لباس، رژلب و لاک ناخن در نظر بگیرید. این رنگ قرمز با ته‌رنگ و زمینه آبی واقعا رنگی جلوه‌گر و فریبنده است و حسی از ظرافت و لطافت به رنگهای بهاری می‌بخشد.

رنگ خاکی متمایل به صورتی( Rose Dust ) یک رنگ خنثی است که با زمینه قرمز و صورتی ملایمی که دارد از سایر رنگ‌های خنثی متمایز است و به رنگ های بهاری مرتبط می‌شود. رنگ خاکستری مایل به آبی( Slate Gray ) رنگ خنثی دیگری است که با داشتن زمینه سبز مایل به آبی، به‌خوبی با نه رنگ دیگر این فصل ست می‌شود.

سه رنگ سبز که هر کدام هویت و خصوصیات متمایز خود را دارند، در انتهای رنگهای بهار 2009 قرار می‌گیرند و تصور شادابی، سرسبزی و تجدید حیات را زنده می‌کنند. سبز براق و درخشان( Vibrant Green ) یکی از رنگ‌های اصلی بهار است که در فصل تجدید حیات طبیعت، سرسبزی و تازگی را به رنگهای بهاری می‌افزاید. سبز لیمویی تیره( Dark Citron ) که از مرکبات الهام گرفته شده است، رنگی آرام و جدی‌تر از سایر رنگهای بهاری است. نوع دیگری سبز با نام( Lucite Green ) رنگی شفاف و خالص است که کمی درخشش و تلالو به رنگهای بهاری می‌بخشد.

ولی در هر حال رنگ مد اصلی برای بهار آینده "زرد" است.

گزارشی خواندنی از بینی بازیگران سینما!

مارس 31, 2009 at 7:29 ب.ظ | In ایران زمین, بازيگران و هنرمندان, خبرهاي جالب, دختران ايراني, روانشناسی, زیبا, عجايب, مد و لباس, مطلب جالب, مطلب علمی, مقاله, پزشكي | Leave a Comment
showimage.aspx?id=25443&t=y&w=300&h=200&type=1

نشریه ایران دخت در پرونده ای ویژه به بررسی سوژه عمل جراحی بین هنرمندان سینما پرداخته است.
در این پرونده ویژه آمده است: در بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی – تاریخی دیدن چهره شخصیت‌های تاریخی با بینی عمل کرده ملموس نیست و بارها شاهد آن بودیم که کارگردانی در پی بازیگری است که بینی‌اش عمل کرده نباشد.
این نشریه در ادامه می آورد: زمانی بینی عمل کرده در بین خانم‌ها بیشتر رواج داشت و در بین آقایان کمتر. در این چند سال اخیر تعداد آقایان هم بیشتر شده است. اما قبول کنید ظرافت زیاد هم برای آقایان زیبا نیست !
سپند امیرسلیمانی، امین حیایی و میکاییل شهرستانی جزو بازیگرانی هستند که با وجود اینکه کاملا مشخص است بینی‌شان عمل شده اما در چهره‌شان عادی جلوه می‌کند و تناسب آن، برهم نخورده است. معمولا آناتومی ‌زیبایی صورت به 3 دسته ثلث فوقانی، ثلث میانی و ثلث تحتانی تقسیم می‌شود که همگی باید هم اندازه هم باشند. یوسف مرادیان با وجود چهره‌ای کاملا خوش‌تیپ، جراحی بینی‌اش این تناسب را کمی ‌برهم زده و با وجود اینکه بینی‌ایی کوچک و ظریف دارد اما این ظرافت با چهره کاملا سازگار است.
امید زندگانی بینی‌اش بسیار صاف و سر بالاست که این همان ظرافت است که با دیگر اجزای صورت تناسبی ندارد. کمتر کسی چهره پیش از عمل او را به خاطر می‌آورد اما به هر حال امید زندگانی را با همین چهره می‌شناسیم.

حمید گودرزی ، حامد کمیلی و امین زندگانی، با وجود اینکه بینی‌شان جراحی شده اما کاملا مشخص است که نه صرف کوچک کردن و تراشیدن بلکه اصلاحاتی روی آن صورت گرفته و خلاصه تابلو نیست.

برزو ارجمند پیش تر با وجود اینکه بینی کامكلا بزرگی داشت اما باید پذیرفت که در چهره‌اش به عنوان یک عیب خودنمایی نمی‌کرد و اگر عمل نمی‌شد بهتر بود چراکه بینی او هم همانند امید زندگانی بسیار صاف و تراشیده است.

و اما بینی عمل شده حسام نواب‌صفوی، نه‌تنها به صورتش نمی‌آید، بلکه بسیار زنانه، کوچک و سربالاست و قطعا به او کمک نمی‌کند که چهره جذاب الویس پریسلی را برایش به ارمغان بیاورد.

برخی‌ها نه‌تنها با بزرگی بینی‌شان مشکلی ندارند بلکه آن را بخشی از کارکتر چهره خود می‌دانند و به قول مهران رجبی، بینی بزرگش، تعادلی در او ایجاد می‌کند. به‌طور مثال اگر یوسف صیادی بینی‌اش را عمل کند، دیگر یوسف صیادی نیست مثل امیر نوری یا رابعه اسکویی که اگر لاغر شوند بهتر است اسم‌شان را هم عوض کنند.
علیرضا خمسه اگر بینی‌اش را جراحی کند، قطعا باید به فکر دیگر جراحی‌های زیبایی صورت نیز باشد.
فرهاد آئیش و رضا کیانیان، بینی بزرگی دارند اما بدون آن بینی دیگر خودشان نیست و کارکتر چهره‌شان تغییر می‌کند.

مسعود کرامتی و داریوش فرهنگ بینی‌های کاملا بزرگ و گوشتی دارند. اما واقعا اگر بینی‌شان کوچک می‌شد، زیباتر بودند؟
ارژنگ امیرفضلی و جواد رضویان، برای ایفای نقش‌های طنز به بینی بزرگشان احتیاج دارند.

برادران ارجمند، داریوش و انوشیروان نیز بینی‌شان نسبت به صورت‌شان بزرگ است. البته این بینی در صورت داریوش ارجمند به او کمک می‌کند که چهره‌ای پرصلابت و قدرتمند به خود گیرد و حس مردی خشن و گاه سنتی و یک دنده را به خوبی بروز دهد.
به هر حال طبیعت آقایان همیشه با خانم‌ها متفاوت است، بیشتر خانم‌ها در پی بینی عروسکی و قشنگ می‌گردند که وقتی در آیینه بدان می‌نگرند به تنهایی نیز زیبا باشد.

فلور نظری و آرام جعفری پیش‌تر بینی‌های بزرگی نداشتند، اما با جراحی بینی و تبدیل‌اش به بینی عروسکی، فاصله بینی تا لب‌شان کمی‌ بیشتر شده و در مجموع چهره‌شان تغییر بسیاری کرده.

کتایون ریاحی در دهه ۶۰ جزو مطرح‌ترین چهره‌های سینمای ایران بود. به‌خصوص اینکه چشمان رنگی او پس از فریماه فرجامی‌، چهره او را بیش از دیگران مطرح می‌کرد. پس از جراحی بینی هرچند تناسب بین اندام‌های صورتش بیشتر شد اما تفاوت آنچنانی با سابق‌اش نداشت جز اینکه در کلوزآپ‌ها جای تیغ جراحی و تفاوت بین بخش‌های چپ و راست بینی‌اش دیده می‌شود.
سیما تیرانداز و شهره سلطانی بینی عمل کرده معمولی دارند و با صورت‌شان تناسب کامل دارد. نه بسیار کوچک و نه عروسکی است.

لادن طباطبایی و بهنوش بختیاری جزو بازیگرانی هستند که بیش از دیگر نقاط صورت‌شان بینی‌شان به چشم می‌خورد. اما به هر حال از ابتدا چهره‌شان با همین فرم در ذهن‌ها جا افتاده است.
عاطفه رضوی نیز در اولین فیلم‌هایش بینی عملکرده نداشت. بینی‌اش بزرگ بود اما کاملا بر چهره‌اش نشسته بود. پس از جراحی بزرگی بینی تغییری نکرد اما سر بالا شد.

هانیه توسلی نیز جزو بازیگرانی است که جراحی بینی در چهره‌اش محسوس نیست و بزرگ جلوه می‌کند.
الناز شاکردوست و بهنوش طباطبایی اجزای صورت ظریفی دارند و بینی‌شان نیز بسیار ظریف عمل شده و کاملا با چهره‌شان هماهنگ است.

کمند امیرسلیمانی بینی کوچکی داشت و با ظرافت چهره‌اش سازگار اما چرا چنین تغییری داد را باید از خودش پرسید.
افسانه بایگان بیشترین حضورش در تصویر با بینی عمل نکرده بود. بینی‌اش بزرگ اما زنانگی و جذابیت‌اش کاملا نمایان بود. به هر حال پس از جراحی فوکوس بیشتر روی دندان‌هایش است.

حدیث فولادوند نیز جزو آن دسته از بازیگرانی بود که با جراحی بینی‌اش تناسب بین اندام صورت‌اش را از دست داد و چهره معصوم و ملیحی که اغلب در بازی‌هایش دیده می‌شد را تحت تاثیر قرار داد. پیش‌تر بینی‌اش بزرگ بود اما در مجموع چهره‌اش مطلوب‌تر از پس از عمل.

نگار فروزنده چشمانی درشت دارد و بینی اصلی‌اش به غرور چهره‌اش کمک می‌کرد اما پس از جراحی شخصیت چهره‌اش تغییر کرد و به یک زن پرجنب‌وجوش، گاهی شوخ‌طبع و گاهی شیطون تبدیل شد. اما حقیقتا بینی قبلی‌اش بیشتر با چهره‌اش سازگار بود.

آزیتا حاجیان چهره کاملا جذاب و شیرینی دارد. بینی‌اش عمل کرده نیست بلکه در نماهایی کاملا بزرگ هم جلوه می‌کند اما آزیتا حاجیان همین است و ما چهره‌اش را کاملا دوست داریم.

مریم امیرجلالی زن درشت‌اندام با بینی کمی ‌بزرگ و بلند است اما همین فرم اوست که به کارکتر بازی‌هایش کمک می‌کند.

ایران دخت در ادامه با ناموفق ترین عمل بینی اشاره می‌کند و می‌نویسد: صبا کمالی با چهره ملیح و ظریف‌اش که در سریال پس از باران بسیار محبوب بود، چنین تغییرات اساسی در صورت‌اش ایجاد کرد و او را از یک دختر شاد و سرزنده به چهره‌‌ای کاملا عبوس و عنق مبدل کرد؟ بینی‌اش کوچک بود و کاملا مناسب صورت‌اش.

چهره هاي بانمک ورزش ایران!(جالب و بسیار خواندنی)

مارس 31, 2009 at 7:15 ب.ظ | In ایران زمین, بازيگران و هنرمندان, خنده دار, زیبا, مطلب جالب | Leave a Comment

showimage.aspx?id=25697&t=y&w=300&h=200&type=1

تازه طبع شوخی ورزشکاران ایرانی با اهدای سینی‌های گل آقایی به کار افتاده بود که (گل آقا) خاطره شد! از این افسوس بزرگ که بگذریم. دکان مزاح و مطایبه ورزشی ها در سال 87 هم رونق عجیبی داشت.
با ما در نگاهی به احوال 7 مرد بانمک ورزش ایران در سالی که گذشت همراه باشید.

هر روز با فیروز

چشمان از حدقه بیرون زده، آب و تاب فراوان، حرکت دست ها صورت گداخته، لحنی جدی و ناگهان متلکی آبدار که خبرنگاران را از خنده روی زمین پهن می کند! هر کجا نام شوخی و خنده باشد، اسم فیروز کریمی می درخشد.

فوق تخصص زخم زبان در فوتبال فارسی، پارسال هم نیش گزنده اش را بیکار نگذاشت و به زمین و زمان حمله کرد. گیر اساسی فیروز کریمی به استادیوم حافظیه مربوط می شد. بعد از بازی مقاومت و صبا، عمو فیروز در پاسخ به مسئولان هیات فوتبال فارس که ادعا کرده بودند، (ورزشگاه حافظیه هزار لوکس روشنایی دارد) گفت: (شاید منظورشان هزار لوس بود)

بعد از شکایت شیرازی ها، فیروز جدی تر شد و بعد از بازی برق و صبا ادامه داد: (دقت کردید پایه پروژکتورهای حافظیه 4 تا خیاباون پایین‌تره)؟! کریمی البته بعد از بازی اولش در شیراز، چند جمله هم راجع به تاریکی حافظیه توضیح داده بود: (لب خط ایستاده بودم که یک نفر نزدیک شد و گفت: بنشین سرجایت. گفتم، تو کی هستی؟ گفت: به تو مربوط نیست. چراغ قوه انداختم، دیدم داوره)!

فیروزخان در پایان سال بعد از اصابت چند توپ به تیر دروازه حریفان صبا در ورزشگاه یادگار امام (ره) به مسئولان فوتبال قم توصیه کرد به جای تیر دروازه، از میلگرد استفاده کنند!

زبان تیز پا

اما خداداد عزیزی در سال سپری شده، سلطان حاشیه ها بود. او بعد از یکی از دیدارهای پیام، با اشاره به بازی بد شاگردانش گفته بود: (بچه ها آنقدر بد بودند که زمین تا 2 سال نیاز به کود ندارد)! در شرایطی مشابه، عزیزی بعد از اشاره به بی پولی های تمیش، از هاشمی نسب و آرفی اسم آورد و گفت: (ما آنقدر بی‌پولیم که حتی هزینه فیزیوتراپی این چلاق ها را هم نداریم! )

غزال که هم اکنون دوران محرومیتش را می گذراند، یک بار هم دوار بازی پیام با پیکان را هدف گرفت: (این آقا نمی تونه چند تا گوسفند رو از خیابون رد کنه)! به هر حال عزیزی در سال 87 مدافع فتح سینی گل آقا بود و همه تلاشش را هم برای تکررا این عنوان به کار گرفت!

عزیزم من بچه را لوس کردم!

قد بلند، خوش‌پوش، چهارشانه، موهای جوگندمی و چشم و ابروی مشکی، با پست ریاست و حقوق مکفی….. علی کفاشیان می توانست یک مدل تبلیغاتی شود، اما خودش هم نفهمید دست سرنوشت چه طور به فوتبال حواله اش کرد!

یکبار عزیز محمدی در مورد ناهماهنگی های همیشگی کفاشیان گفته بود: (ایشان در کما هستند)! رییس فدراسیون فوتبال که معمولاً از هیچ چیز خبر ندارد (حتی اگر خلافش ثابت شود) در مورد اینکه چرا نمی تواند از رقبایی که بازی های دوستانه با تیم ایران را کنسل کنند غرامت بگیرد، ادعا کرد: (ما می خواهیم بگیریم، اما آنها نمی دهند!)

او که در بره‌ای مداوم وعده گزینش قریب الوقوع سرمربی تیم امید را می داد، یکبار در برنامه 90 گفت: (گفتم شنبه معرفی می کنیم، اما نگفتم کدام شنبه!)

بعد از جارو جنجال های مربوط به تبلیغات عجیب یک شرکت ماکارونی روی پیراهن تیم ملی (!) هم کفاشاین گفت: (نمی دانم چطور زر ماکارون رفت روی سینه بچه ها! کفاشیان را باید بیدار کرد، عید شده، شاید او هم کاری داشته باشد!

انتخاب ملکه زیبایی تمدن‌های دنیا!

مارس 30, 2009 at 2:47 ب.ظ | In بازيگران و هنرمندان, تاریخی, خبرهاي جالب, دختران خارجی, زیبا, عکس, مد و لباس, مطلب جالب | Leave a Comment
showimage.aspx?id=25571&t=y&w=300&h=200&type=1
مسابقات ملکه زیبایی تمدن‌های دنیا در شهر غازی آنتپ ترکیه برگزار شد.
در این مسابقه که در هتل رویال غازی آنتپ برگزار شد نمایندگان ۱۷ کشور شرکت داشتند. کاتیا بندارنکو نماینده زیباروی آلمان در این مسابقات به عنوان ملکه زیبایی تمدنهای دنیا انتخاب شد.
لوا لیس نماینده لتونی دوم شد و دیانا مکنایا از استونی و ادا ارکوت از ترکیه مشترکا سوم شدند. در این دوره از مسابقات ملکه زیبایی نمایندگان ۱۷ کشور ترکیه، آذربایجان، بلاروس، بلژیک، استونی، آلمان، قزاقستان، کوزوو، لتونی، لیتوانی، مونته نگرو، هلند، اوکراین، صربستان، اسپانیا، جمهوری ترک قبرس شمالی و فنلاند با لباس‌های مختلف ملی خود حضور داشتند.
این مسابقه همزمان با هشتم مارس، روز جهانی زن برگزار گردید.

کشف جسد مرد یخی

مارس 30, 2009 at 1:58 ب.ظ | In تاریخی, تحقیق علمی, خبرهاي جالب, عجايب, عکس, مطلب جالب, مطلب علمی | Leave a Comment

دو كوهنورد آلمانی پیكر مردی را یافته اند كه پنج هزار سال پیش در ارتفاعات آلپ بر اثر اصابت پیكان و ضربه به قتل رسیده اما با وجود گذشت این همه سال، به دلیل قرارداشتن در میان برف و یخ، نابود نشده است. تصاویری را از پیكر این مرد یخی می بینید.

L00901226901.jpg

این مرد 46 ساله بر اثر ضربه و تیر كمان به قتل رسیده و در ارتفاعات 3200 متری كوههای آلپ در مرز میان ایتالیا و اتریش ناپدید شده بود تا آنكه این روزها پس از كشف جسد مومیایی او ، نخستین تصاویر آن انتشار یافته است.
L00901226935.jpg

جسد مرد یخی در سال 1991 یعنی 18 سال پیش توسط یك زوج آلمانی كشف شد و آنها او را «اوتزی» نام نهادند. كاشفان سپس به بازسازی جسد در قالب تصاویر سه بعدی از زوایای گوناگون پرداختند و با مقایسه آن دریافتند كه او با انسانهای امروز چه تفاوتهایی داشته است. یكی از آنها ، تاتو و یا دستبندهایی است كه او در آن زمان در دست داشته است.
L00901226959.jpg

در این تصویر به روشنی می توان نحوه ورود پیكان را به بدن «اوتزی» كه باعث مرگ او شد ، مشاهده كرد.
L00901226995.jpg

«ماركو سامادلی» و «گریگور اشتاشیتز» پس از كشف جسد مرد یخی تاكنون بیش از 150 هزار قطعه عكس از او گرفته اند تا جزییات آن را در قالب طرحی به نام «پروژه فتواسكن مرد یخی» به نمایش بگذارند.
L00901227016.jpg

بنا بر مطالعات انجام شده توسط موسسه ریسپارمیو، این انسان اولیه در آن هنگام با یك پوست بز، كلاه و بیش از 50 تاتو كه به اشكال مختلف روی بدنش نقش بسته بود، در آلپ بوده است.
L00901227038.jpg

یكی از نظریه هایی كه روی این مومیایی بررسی می شود ،‌ به گفته دانشمندان ، موید آن است كه قدمت آن به پنج هزار سال پیش می رسد.

سفر بسیار جالب یک ایرانی به دور دنیا

مارس 30, 2009 at 7:28 ق.ظ | In ایران زمین, خبرهاي جالب, عجايب, عکس, مطلب جالب, ورزشي | Leave a Comment

weneedtrees.jpg

آقای محمد تاجران، دوچرخه سوار و کوهنورد مشهدی، در یک اقدام جالب سفری با دوچرخه به دور دنیا آغاز کرده است. او با شعار «زمین سبز، آسمان آبی» در هریک از شهرهای مسیر حرکتش یک درخت می کارد و با این اقدام نمادین به گفته خودش، دِین خود را نسبت به طبیعت ادا می کند. آقای تاجران همچنین یکی از حمل کنندگان مشعل بازیهای آسیایی بود که چندی پیش برگزار شد. او از کشور پاکستان گذشته است و اکنون در هند به سفرش ادامه می دهد.

مصاحبه من با آقای تاجران

عکسهایی از کاشت درخت در شهرهای مختلف توسط آقای تاجران

report.jpg

report 26384.jpg

report3etgf.jpg

plant tree report.jpg

مسیر او از پنج قاره جهان خواهد گذشت و پیام طبیعت دوستانه خود را به گوش همه مردم دنیا خواهد رساند.

خاله شادونه (ملیکا زارعی)

مارس 26, 2009 at 1:08 ب.ظ | In بازيگران و هنرمندان, خبرهاي جالب, دختران ايراني, زیبا, عکس, مطلب جالب | Leave a Comment

خاله شادونه

3355218731_6524c53f32.jpg

3356036026_397a42b430.jpg

خاله شادونه

3356036470_6eb85293f8.jpg

3356036252_a55eab41c5.jpg

خاله شادونه

3356035066_dd72d5bf16.jpg

3356035350_5b63ce279f.jpg

103.jpg

74.jpg

82.jpg

shadoone.jpg

3355216329_34025ef787.jpg

خاله شادونه  و عمو پورنگ

3355218855_d5ce1c63e0.jpg

3355218283_3656ef2d16.jpg

3356036540_5ed0551473.jpg

نکاتی مهم، مفید و کاربردی در مورد خواب و خوابیدن

مارس 26, 2009 at 1:04 ب.ظ | In آموزش, مطلب جالب, مطلب علمی, مقاله, پزشكي | Leave a Comment

2004928367565612143_rs.jpg

تابه حال چقدر برای شما پیش آمده که روز خوبی نداشته و اصطلاحا “توی مود” نبوده‏اید؟ کسل بوده و یا خسته و درمانده بوده‏اید؟ و درکل حس کار ندارید؟ این موارد می‏توانند به دلیل نداشتن خوابی خوش و راحت در شب پیش بوده و یا خوابی سرشار از استرس بوده باشند.

خواب درست و اصولی می‏تواند آنچنان انسان را شارژ روحی و جسمی نماید که بهترین تصمیمات و ایده‏ها را منجر شود. همچنین می‏تواند آنچنان انرژی جسمی و روحی را کاهش دهد که شاید ۱۰ ساعت خوابیدن بی وقفه نیز نتواند انرژی از دست رفته را جبران نماید؛ همۀ این موارد به هم ارتباط دارند.

گفته می‏شود که خواب اصولا باید بین ۷ تا ۸ ساعت در شبانه روز و در شب باشد تا نیاز بدن به خواب کاملا بر طرف شده و انرژی بدن بازیابی شود. به نظر شخصی نویسنده مقاله و همچنین من یک ساعت کمتر یا بیشتر خوابیدن هیچ آسیبی به انسان نمی‏رساند اما نه بیشتر و کمتر. چراکه رعایت نکردن اندازۀ استاندارد خواب باعث می‏شود انسان احساس سنگینی و کسلی و سستی کند و اینچنین است که قدیمی‏ها می گفتند “خواب، خواب می‏آورد.” که به نظر من منظور خواب بیش از حد مجاز بوده است.

همچنین خواب در موقع و وقت خود نتیجه بخش است. با توجه به اینکه انرژی کائنات در ساعات میانی شب در اوج است ، بهتر است که این زمان را خواب بوده تا بدن شارژ روحی و معنوی نیز گردد. (در مورد این مطلب در آینده صحبت خواهم کرد). حتما تجربه کرده اید که خواب روز هرگز جای خواب شب را نمی‏گیرد این یکی از دلایلی است که خواب شب شدیدا توصیه می‏شود.

کمخوابی باعث ایجاد ناتوانی نسبی در حل مسائل و رویدادهای نسبتا پیچیده شده و نیز توانایی سیستم ایمنی بدن را تا حد زیادی کاهش می‏دهد. همچنین باعث اختلال در روابط اجتماعی شده و توانایی تعامل مثبت را ضعیف می‏نماید.

یک دوش چند دقیقه ای آب ولرم می‏تواند در خواب خوب و راحت بسیار تاثیرگذار باشد. همچنین لباس مناسب و راحت باعث آرامش در حین خواب می شود.

در صورتیکه از صدای اتومبیلها و … رنج می‏برید می‏توانید با ایجاد وایت نویز آرامش صوتی را برای خود بسازید.

قبل از خواب کمی مطالعه حتی در حد یک صفحه بسیار بسیار مفید است. دلایل زیادی هم دارد که می‏توان به ثابت ماندن چشمها در یک نقطه ثابت اشاره کرد.

کشیدن عضلات نیز در نوع خود می‏تواند بسیار تاثیرگذار بوده و یک احساس آرامش را بوجود آورد.

تاریکی نیز در روند خواب بسیار تاثیرگذار است. آرامش واقعی در تاریکی و خاموشی است. حتی یک چراغ روشن می‏تواند اغتشاش ذهنی بوجود آورد و مانع خواب گردد.

بعضی از غذاها در افزایش برخورداری از خوابی خوش و راحت تاثیرگذار هستند. این نوع غذاها بیشتر به دلیل تحریک در روند ترشح هورمون سروتونین (یک عامل مهم جهت تنظیم روند خواب، دمای بدن، عصبانیت و …) و همچنین ملاتونین (عامل مهم در تشخیص روز و شب و وقت خواب و بیداری) که کمبود ملاتونین باعث افزایش بی خوابی می‏گردد. (ضمنا استرس باعث کاهش سطح ملاتونین در بدن می‏شود). این نوع خوردنیها باعث آرامش جسمی نیز هستند.

۱ – موز : شامل مقادیری از ملاتونین و سروتونین است که دو عامل مهم در آرامش خواب و خواب راحت هستند. همچنین مقادیر منیزیم در موز دارای اثر آرامبخش بر روی عضلات است.

۲ – شیر گرم : همیشه یک لیوان شیر گرم عامل خوابی خوش و راحت بوده است. همانطور که مادربزرگ و پدربزرگهای ما اکثرا هنگام خواب یک لیوان شیر می‏خورده اند. شیر دارای تریپتوفان (آمینو اسیدی که اثر تسکین بخشی دارد) همچنین کلسیم موجود در شیر باعث تحریک مغر در استفاده از تریپتوفان می‏شود.

۳ – چای بابونه : بابونه یکی از درمانهای طبیعی از زمانهای بسیار قدیم بوده است که امروزه نیز جهت بسیاری از ناراحتی های اعصاب و … نیز تجویز می‏شود. این گیاه که بیشتر به صورت چای استفاده می‏شود نه تنها به دلیل خاصیت آرام بخشی بلکه به دلیل دارا بودن اثر تسکینی، از بهترینها جهت داشتن خوابی آرام است.

۴ – عسل : گلوکز موجود در عسل عاملی برای کم کردن مقدار اورکسین است (اورکسین عاملی است در هوشیاری تاثیر دارد).

۵ – سیب زمینی : باعث از بین بردن اسیدهایی است که امکان اخلاط با آمینو اسید تریپتوفان (آمینو اسیدی که اثر تسکین بخشی دارد) می شود. سیب زمینی پخته شده در صورتیکه با شیر نوشیده شود، اثر خواب آور بیشتری از خود نشان خواهد داد.

۶ – مغز بادام : این خشکبار شامل هر دو عامل مهم خوب خوابیدن یعنی تریپتوفان و منیزیم است.

۷ – بلغور جو، سوپ جو : عامل افزایش تولید ملاتونین در بدن است.

۸ – نان گندم کامل : باعث می‏گردد انسولین در بدن آزاد شده و به تبع آن تریپتوفان بیشتری به مغر رسیده و نتیجتا سروتونین بیشتری ترشح شود.

۹ – گوشت بوقلمون : منبعی غنی از تریپتوفان است. البته باید در نظر داشت که منظور همان شکم خالی است نه اینکه بوقلمون شکم پر (زیرا باعث سنگین شدن معده و به تبع آن بی خوابی می‏شود)

۱۰ – تخم کتان : این دانه های روغنی کوچک منبع بزرگی از امگا ۳ هستند لذا به عنوان بهبود دهنده مود بدن عمل می‏نمایند. همچنین به عنوان عاملی جهت سم زدایی نیز می‏توان آنها را مصرف نمود.

روانشناسی خلاقیت

مارس 26, 2009 at 12:31 ب.ظ | In روانشناسی, مطلب جالب, مطلب علمی, مقاله, پزشكي | Leave a Comment

شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچكاك اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر كدام از شخصیت های داستانی او یك ویژگی خاص داشتند. در قصه «پنجره عقبی» یك عكاس نشریه به خاطر شكستگی پایش باید مدت ها در خانه بستری شود، اما او بیكار نیست و با لنزهای دوربین ازطریق پنجره عقبی اتاقش، زندگی مردم را می كاود و قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود كه در پایان، همان عكاس خلاق به عنوان كارآگاه، یك جنایت واقعی را عریان می كند. افراد خلاق نیز این گونه هستند، آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی كنند. شاید از منظر مردم، برخی از افراد خلاق دچار برخی كاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست. آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می كنند.

«اسماعیل صدیقی پاشاكی» مطلبی را از «استیفن. ب. روبنز» ترجمه كرده است كه در پی می آوریم: خلاقیت را قوه و استعدادی می دانند كه تصویرهای ذهنی را به نحوی منحصر به فرد، با هم تركیب و یا این كه رابطه ای غریب و غیرعادی میان آنها ایجاد می كند. البته باید گفت تصویرهای ذهنی نباید فقط نو و بدیع باشند، بلكه باید سودمند و مفید هم باشند.«نورمن مایر» می گوید: « صرف خارق العادگی و یا متفاوت بودن تصویر ذهنی، نشانه خلاقیت و امتیاز آن نیست، چون، چه بسا كه آن تصویر ذهنی، نشانه ای از ناهنجاری روانی نیز باشد. عدم درك این تمایز، امكان آن را فراهم می كند كه غالباً نبوغ را با جنون خلط و قاطی كنیم. شاخص ممتاز بودن راه حلهای خلاق آن است كه باید عملی باشند، یعنی این كه با واقعیت در پیوند باشند آیا خلاقیت را می توان رشد داد؟خلاق بودن- یعنی دیدن چیزهایی در عالم و آدم، كه به چشم دیگران نیاید- آسان نیست. همین كه چیزی را متفاوت از دیگران به تصور درآورید، در زمره افرادی قرار می گیرید كه انگشت شمارند. غالباً سازمانها كسانی را كه پای بند دید و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پدیده ها هستند، برنمی تابند. در محیط هایی كه تأكید بر همگنی و یكپارچگی است، داشتن نگرش متفاوت با دیگران سهل نیست. اما آیا انسانهای خلاق با سایر انسانها تفاوت دارند؟ آیا توانایی آنها ارثی است یا اكتسابی؟ شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است. خلاقیت را باید صفتی پنداشت كه هر انسانی به درجاتی بدان موصوف است. آن چه ضروری است، این است كه باید زمینه تجلی این قوه را در داخل اعضای سازمان، خاصه در مدیران فراهم كرد. خلاقیت را نمی توان تابع منطق دوتایی و یا مقوله ای دوگانه به حساب آورد. بدین معنا كه بگوییم انسانها یا واجد آن هستند و یا فاقد آن. از سوی دیگر، اگرچه هر كسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، برخی كسان هستند كه به علت داشتن توانایی های ذاتی، این قوه را موفق تر از دیگران به كار می گیرند.

افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند:

۱) به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.

۲) در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.

۳) در كار اندیشیدن تاجایی كه ممكن است، از قالب و چارچوب می گریزند.

۴) اضطراب و دلواپسی شان در كمترین حد است.

۵) استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.

۶) استبداد رأی در آنها در كمترین حد ممكن است.

۷) موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.

۸) تكانه ها و امیال درونی شان با تأكید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.

۹) میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.

به نظر می آید كه ویژگی های یاد شده، این حكم را كه هر كسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می كند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می كنند كه از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد كه انسان های بسیار خلاق، با كسانی كه دارای قوه خلاقیت متوسط یا كم هستند، تفاوت دارند. «كروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیتهای فكری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد. او خود را پایبند حفظ و نگهداری وضع موجود كه مطابق با نظر وی نیز هست، نمی كند و پیوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجدید نظر كند و اما به عكس، آن كسی كه اندیشه خود را مطلق می انگارد، اعتقاد آتشین به منطقی و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، می خواهد و نه، می تواند مواضع فكری خود را با اوضاع دائم التغییر متناسب كند و محكم به آنچه «به گمان او» درست است، می چسبد. چنین شخصی بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذیری فكری ندارد و بسیار قالبی و كلیشه ای عمل می كند. چنانكه اشاره شد لازم است سازمانها بستری فراهم كنند تا كاركنان، درجاتی از خلاقیت را كه به طور بالقوه از آن برخوردارند، به فعلیت در آورند. برای مثال سازمانهای با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفكر خلاق را با مشكلاتی مواجه می كنند:

* شغلها، تعاریف محدود و ظریفی دارند.

* روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند.

* رفتار كاركنان، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش كارها هدایت و كنترل می شوند.

* روابط حاكم بر سازمان، خشك و رسمی است و قابلیت های فردی كاركنان لحاظ نمی گردند.

* تنوع آرا و مواضع متقابل، امكان ابراز نمی یابند.

* فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است.

* تخصصی كردن كارها در حد افراط به چشم می آید.

* نظام نظارتی در مورد ثبات، قابلیت پیش بینی و كلیشه سازی امور وجود دارد.

* بیشتر به پاداش بیرونی كه دارای جنبه مادی است اتكا دارند، تا پاداش درونی كه در نفس كار پنهان است. شواهد حكایت از آن دارند كه سازمانهایی كه انباره ای از بخشنامه ها، آیین نامه ها، خط مشی ها و ساز و كارهای نظارتی دارند نمی توانند امكان آن را بیابند كه بر میزان خلاقیت كاركنان خود بیافزایند.

الف- روشهای فردی برای برانگیختن خلاقیت

۱) خلاقیت را می توان با آموختن راههای «خلاق شدن» و پرهیز از كاربرد رهیافت هایی كه در حل مشكلات معمول است، زیاد كرد. این روش كه به نام «آموزش مستقیم» معروف است بر پایه این فرض قرار دارد كه چون افراد گرایش بدان دارند كه در حل مشكلات از راه حل های رایج استفاده كنند، این امر آنها را از به كارگیری توانمندی ها و ظرفیت های واقعی شان باز می دارد. بنابراین روش «آموزش مستقیم» كه در جستجوی راه حل های بدیع و نو است، زمینه مساعدی برای رشد اندیشه های خلاق فراهم می سازد.

۲) روش فردی دیگر «فهرست كردن ویژگیها» نام دارد. در این شیوه، تصمیم گیرنده ابتدا ویژگی های اصلی مربوط به راه حل های مرسوم را می یابد و سپس هر یك از ویژگیهای اصلی را جدا جدا بررسی می كند و آنگاه تا جایی كه ممكن است نسبت به تغییر هر كدام از آنها، همت می گمارد و در راستای همین تغییر هر طرحی را ولو آنكه خنده دار نیز باشد، بدون چشم پوشی فهرست می كند و وقتی كه فهرست جامعی تهیه كرد و اشكالات را مشخص نمود گزینه های مؤثر و سودمند را انتخاب و بقیه را حذف می كند.

۳) خلاقیت را همچنین می توان با جایگزین كردن تفكر عمودی با تفكر افقی یا زیگزاك از قوه به فعل درآورد. تفكر عمودی، قویاً عقلانی و منطقی است و دارای فرایند زنجیره ای است كه هر حلقه آن در یك توالی ناگسستنی در پی حلقه پیش از خود می آید. هر حلقه از زنجیره این تفكر، لزوماً باید معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفكر عمودی، فقط چیزی را گزینش و بررسی می كند كه ذیربط با موضوع باشد.به عكس آن، تفكر افقی در گستره سطح حركت می كند و رو به سوی گوشه ها و جوانب دارد و چنین نیست كه راه حلی را بپروراند، بلكه به بازسازی و تغییر آن می پردازد. تفكر افقی به صورت فرآیند زنجیره ای نیست. برای مثال انسان ممكن است برای گشودن مشكلی به جای آنكه از محل شروع راه حلی كه مرسوم است، آغاز كند، از نقطه آخر آن بیآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفكر افقی لزوماً درست و معتبر نیست، زیرا چه بسا اقتضا كند از مسیری انحرافی بگذرد تا اینكه به جایی برسد كه راه درست، پدیدار و آشكار گردد و در خاتمه اینكه تفكر افقی خود را پایبند اطلاعات مربوط با موضوع نمی كند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده یا غیرمربوط را به كار می گیرد تا شیوه جدیدی برای نگرش به مشكل بیابد. ب- روشهای گروهی برای برانگیختن خلاقیت بیشترین تلاش در زمینه پرورش خلاقیت را می توان در حوزه كارهای گروهی مشاهده كرد. برجسته ترین شیوه های گروهی برای پرورش خلاقیت عبارتند از: روش طوفان فكری (سیال سازی ذهن)، روش گوردن و روش تلفیقی نامتجانس ها.

1 – روش طوفان فكری(یا بارش مغزی) وجه شباهت روش طوفان فكری و روش گوردن در آن است كه شش تا دوازده نفر برای مدت معینی پشت میزی می نشینند و سعی می كنند به طور آزادانه و فارغ از هر گونه عوامل بازدارنده ذهنی تا جایی كه امكان پذیر است به ارائه روش ها بپردازند. در این جلسه باب نقد و انتقاد درباره پیشنهادها كاملاً بسته است و تمامی پیشنهادهایی كه در جلسه مطرح می كنند، می نویسند تا بعداً راجع به آنها به بحث و بررسی بپردازند و اما وجه تفاوت این دو روش، در آن است كه در شیوه طوفان فكری، اعضای گروه درباره مشكل، آگاهی دارند و رئیس جلسه طوفان فكری، مشكل را به روشنی تمام بیان می كند، به گونه ای كه همه شركت كنندگان به درك آن نائل آیند. سپس وی اعضای گروه را موظف می كند تا جایی كه امكان دارد ذهنیت خود را درباره مشكل بیان كنند.

2- روش گوردن بر خلاف روش طوفان فكری، فرصت های بیشتری را برای ارائه راه حل های واقعاً بدیع و تازه مهیا می كند. چون كه فقط رئیس جلسه از ماهیت دقیق مشكل آگاه است، او به جای اینكه مشكل را به روشنی برای گروه بیان كند، فقط به طور غیرمستقیم بدان اشاره می كند. برای مثال رئیس جلسه در روش طوفان فكری ممكن است مشكل را بدین صورت بیان كند: «مدرسه ما سال آینده فضای آموزشی كافی برای ثبت نام كنندگان احتمالی ندارد.» اما رئیس جلسه در شیوه گوردن ممكن است فقط عبارت های «فضای آموزشی» یا «زیادی تعداد ثبت نام كنندگان» را بگوید. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسیار زیاد است و كمتر ناظر بر هدف است، ولی فرصتی را برای شركت كنندگان فراهم می كند تا راه هایی را بدون دخالت فلج كننده راه حل های سنتی كشف كنند. این روش به جای آنكه با تعبیر و تفسیر راه حل های موجود، برای اندیشه محدودیتی ایجاد كند، آن را مجاز می كند تا با آزادی كامل جولان دهد و تنها محدودیتی كه برای اندیشه حادث می شود ناشی از دلالتهای ضمنی كلمه یا كلماتی است كه رئیس جلسه در اختیار شركت كنندگان گذاشته است. روش تلفیق نامتجانس ها یكی از مفیدترین راههای رشد قوه خلاقیت، تلفیق نامتجانس هاست و آن شیوه ای است كه سعی دارد عناصر متفاوت و بی ربط را با هم تلفیق كند تا از این رهگذر راه حل های تازه ای برای مشكل پیدا كند. بدیهی است كه خیلی از مشكلاتی كه حادث می شوند، تازگی ندارند. آنچه محل بحث است، این است كه مشكل را باید به شیوه ای تازه نگریست. این دیدگاه در جای خود، ظرفیت و امكانی را برای عرضه راه حل های اساساً نو فراهم می كند. برای یافتن نگرش های نو در مورد مشكلاتی كه سابقه وقوع دارند، ضروری است كه شیوه های آشنای نگاه كردن به مسائل را كنار بگذاریم. روش تلفیق نامتجانس ها به نحو گسترده ای از تمثیل، برای پیدا كردن شباهت ها و همانندی های موجود در كاركرد پدیده ها و روابط میان آنها استفاده می كند. برای نمونه، تمثیل مستقیم، می تواند با مقایسه وجوه شباهت در واقعیات، علم و فناوری، راه حل های تازه ای را كشف كند. «الكساندر گراهام بل» با فهمیدن سازوكار عناصر موجود در گوش و به كار بستن آنها در «جعبه سخنگوی» خود به پدیده ای شگفت انگیز دست یافت. او بعد از اینكه پی برد استخوان های برجسته ای در گوش با غشای نازكی كار می كنند، از خود پرسید چرا قطعه ای محكم و ضخیم از غشا نباید تكه ای از استیل را حركت دهد. او از درون همین قیاس، تلفن را طراحی كرد.

ازدواج ناشیانه جوان دانشجو با مادر همکلاسی اش

مارس 25, 2009 at 9:00 ب.ظ | In آموزش, ازدواج, ایران زمین, خبرهاي جالب, دختران ايراني, روانشناسی, عجايب, مطلب جالب, مقاله | Leave a Comment
showimage.aspx?id=12378&t=y&w=300&h=200&type=1
امروز به كلانتری آمده ام تا راهنمایی بگیرم ضمن این كه از آبرویم خیلی می ترسم و نمی دانم جواب پدر و مادرم كه این قدر برایم زحمت كشیده اند و با هزار امید و آرزو مرا به دانشگاه فرستاده اند …
داستان واقعی جوان دانشجویی كه با مادر همكلاسی خود ازدواج كرده است. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، روزی كه دانشگاه قبول شدم فكر می كردم تمام مشكلات زندگی ا م حل شده است و خیلی خوشحال از شهرستان راهی مشهد شدم تا در دانشگاه درس بخوانم .

من كه با ورود به شهری بزرگ احساس غربت می كردم در همان روز های اول ترم، با یكی از هم كلاسیهایم صمیمی شدم وكم كم دوستی ما باعث شد تا پا به خانه آنها بگذارم كه ای كاش پاهایم قلم می شدند و هیچ وقت به آن جا نمی رفتم!

پسر جوان در حالی كه اشك می ریخت به كارشناس اجتماعی كلانتری میدان جهاد مشهد گفت: « پیام» چهار خواهر و برادر دارد و چند سال قبل پدرش را از دست داده بود .من از همان لحظه اول كه وارد منزل آنها شدم متوجه رفتار عجیب و غریب و محبت بی حدو اندازه مادر وی شدم اما فكر نمی كردم در چه تله ای افتاده باشم!

چون مادر دوستم از نظر سنی جای مادر خودم بود. مدتی گذشت و وابستگی خانواده پیام به من خیلی زیاد شد تا جایی كه اگر یك روز به خانه شان نمی رفتم مادرش تماس می گرفت و حالم را می پرسید.

او بالاخره یك روز با مكر و حیله مرا كه پسری 22 ساله هستم را در حلقه هوس های شیطانی گرفتار كرد و گفت : می توانیم با هم از دواج موقت كنیم !با شنیدن این حرف از زنی كه مادر دوستم بود ناراحت شدم می خواستم گوشی را قطع كنم كه او مرا خام كرد و با وعده و وعید سرم را كلاه گذاشت .

چند ماه از این ازدواج موقت گذشت و او كه با محبت های خودش مرا گول زده بود گفت باید با هم ازدواج دائم كنیم .

دیگر نمی فهمیدم چكار می كنم و چه بلایی قرار است به سرم بیاید لذا دست زنی كه 21 سال از من بزرگتر است را گرفتم و با هم به محضر رفتیم و او را با مهریه 1000 سكه طلا به عقددائم خودم درآوردم.

اما چشمتان روز بد نبیند چون از فردای آن روز مشكلات من شروع شد و همسرم سر ناسازگاری گذاشت . از طرفی مادر و پدرم از شهرستان مدام تماس می گرفتند و می گفتند دختر یكی از اقوام را می خواهیم به عقد تو در بیاوریم زودتر بیا و شناسنامه ات را هم بیاور.

الان من و همسرم با هم درگیر هستیم و جالب این جاست كه دوستم پیام نیز كه حالا پسر خوانده ام شده است نسبت به این ماجرا و اختلافات ما هیچ گونه حساسیت و عكس العملی نشان نمی دهد .

شاید باور نكنید من دو سه بار از دست این زن كتك مفصلی خورده ام . او شناسنامه ام را گرفته است و می گوید با پدر و مادرت تماس بگیر تا بیایند و عروس شان را ببینند و مهریه ام را نیز با خود بیاورند چون باید مرا طلاق بدهی!

تازه می فهمم این حیله برای نقد كردن مهریه ای سنگینی است كه طوق آن را بگردن نهاده ام.

امروز به كلانتری آمده ام تا راهنمایی بگیرم ضمن این كه از آبرویم خیلی می ترسم و نمی دانم جواب پدر و مادرم كه این قدر برایم زحمت كشیده اند و با هزار امید و آرزو مرا به دانشگاه فرستاده اند را چه بدهم و چه طور توی چشمان شان نگاه كنم.

در ارتباط با این پرونده نظر علیرضا حمیدی فر، كارشناس ارشد روان شناسی را جویا شدیم وی معتقد است در بروزاین مشكل، پسر دانشجو به خاطر ضعف درقدرت « نه» گفتن، ناآگاهی از مهارت های اجتماعی و بین فردی و تشخیص موقعیت ها، عقده های ناگشوده دوران نوجوانی و عدم گذار موفقیت آمیز از بحران های دوران نوجوانی كه پیش نیاز موفقیت در دوران جوانی( همسر گزینی) می باشد و همسر وی نیز به دلایلی مانند جبران شكست ها و ناكامی های قبلی كه باعث ترغیب وی به ازدواج شده است نقش دارند .

وی توصیه كرد افراد و به ویژه جوانان بایستی مولفه های مهارت ابراز وجود كه برخی از آنها عبارتست از جلوگیری از پایمال شدن حقوق خود و رد تقاضا های نامعقول دیگران، برخورد درست و موثر با واقعیت ها، حفظ اعتماد به نفس و انتخاب آزادانه، مواضع خود را بیاموزند وآنها را در زندگی به كار بندند تا شاهد این گونه موارد نباشیم!

برگه‌ی بعد »

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.